برچسب:
نویسنده: حمید بختیاری
برچسب:
نویسنده: حمید بختیاری
جدیدا چنان حس عشق و عاشقی پیدا کرده م که بیا و ببین. همه اش دلم برایش تنگ میشود. چاره چیست؟ شاعر میگوید: کلما اردت انا اقول "احبک"، خرجت "کیف حالک؟". و انا "کیف حالک؟" جداً!
که معنی اش میشود: هروقت میخواستم بگویم که "دوستت دارم" به جایش "حالت چطور است؟" از زبانم خارج شد. و من خیلی "حالت چطور است؟"!
برچسب:
نویسنده: حمید بختیاری
برچسب:
نویسنده: حمید بختیاری
کاش تخمشو داشتم و الان میرفتم دو قلوپ جانانه از اون روغن بادام تلخ میخوردم و میمردم. چرا؟ به تفصیل عرض میکنم الان.
برچسب:
نویسنده: حمید بختیاری
برچسب:
نویسنده: حمید بختیاری
برچسب:
نویسنده: حمید بختیاری
کاش میتونستید جلوی خودتون رو بگیرید و نظر های "به تخمم" برام ندید. خب الان تو خیلی خوبی؟ خیلی کولی؟ خیلی قهرمانی؟ آفرین به تو بابا.
برچسب:
نویسنده: حمید بختیاری
برچسب:
نویسنده: حمید بختیاری
الان که روی فرش اتاقم نشسته ام، تکه ام به بالش بزرگ و نرمی است که آن هم به لبه ی تختم تکیه دارد. آهنگ قشنگی را گوش میدهم و یک سووشرت خاکستری پوشیدم که خیلی دوستش دارم و کلاهش را هم به رسم افسردگی روی سرم کشیده ام. الان میخواهم بیوشیمی بخوانم، مبحث چربی ها و اکسیداسیون و بیوسنتز اسید ها چرب آزاد که دکتر شکیبا به ما درس داده. دکتر شکیبا از دوستان دایی و مادرم است و اگر از درس او نمره ام کم شود مایه ننگ و آبروریزی خانوادگی تلقی خواهد شد.
برچسب:
نویسنده: حمید بختیاری
برچسب:
نویسنده: حمید بختیاری
برچسب:
نویسنده: حمید بختیاری
برچسب:
نویسنده: حمید بختیاری
برچسب:
نویسنده: حمید بختیاری
برچسب:
نویسنده: حمید بختیاری